اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران

کانون وکلای مرکز

کانون وکلای دادگستری اصفهان

کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی

کانون وکلای دادگستری آذربایجان غربی

کانون وکلای دادگستری خوزستان و لرستان

کانون وکلای دادگستری همدان

کانون وکلای دادگستری قم

 

ارسال نظرات و پیشنهادات

نام و نام خانوادگی

پست الکترونیک

نظرات و پیشنهادات

 

 

 
 

     
     

 
 

Report News

 متن سخنرانی جناب آقای دکتر کاتوزیان در مراسم جشن استقلال کانون وکلای دادگستری گلستان

امیدوارم که سرباز خوبی برای عدالت باشید.((18/12/1388)) 

 



مشروح سخنان دکتر کاتوزیان

خدمت همه دوستان رفقا استادان قضات وجناب اقای کشاورز سلام عرض مبکنم وتبریک میگم جشن استقلال کانون وکلا ومیلاد پیامبر بزرگ اسلام وحضرت صادق که مصادف با امروز است .جشن استقلال کانون وکلا امسال همراه با یک نگرانیهایی است وحوادثی اتفاق افتاده که این نگرانیها را دامن میزند .از جمله آیین نامه اصلاح قانون وکالت که از طرف قوه قضاییه تصویب شده وبسیاری از موادش با قانون وکالت در تعارض است.از جمله خودداری دیوان عدالت اداری از رسیدگی به ابطال ایین نامه که بر خلاف قانون است .از جمله روش صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران که سریالهایی در ان نمایش میدهند وکیل دادگستری یک شیاد یا یک ادم بی شخصیت که به او دستور می دهند وباید اطاعت کند .من باورم نمی شود که هنرمندان ما چنین نظری راجع به وکلا داشته باشند واگر چنین باشد باید فکر کنیم که چه عیبی داریم که ان را جبران کنیم .ولی حدس من این است که یک سیاستی در این کار است یعنی نظر هنرمندان ما که سریالها را می سازند نیست وباز از جمله انها سلب صلاحیت گسترده کسانی است که در تهران داوطلب بودن در هیات مدیره راداشتند.مجموع اینها عدم امنیت شغلی برای وکلا به وجود می اورد و یک سوء تفاهمی در اینجا رخ داده که من سوء تفاهم را باید بهش اشاره کنم .بعضی ها فکر می کنند استقلال کانون وکلا یعنی خود مختاری وکلا جدایی از نظام حقوقی وسیاسی کشور .در حالی که این طور نیست .این سوء تفاهم را باید رفع کرد .خوب این فکر در سرشان است که مگر وکلایی هستند که از کشور جدا هستند باید تحت نظر قوه قضاییه باشند وهر چه دستور می اید باید اجرا کنند در حالی که اینطور نیست. استقلال کانون وکلا به معنی یک نوع اداره درونی وکلاست به وسیله خودشان یعنی یک نوع خود گردانی نه یک نوع خود مختاری وبین این دو بحث کاملا تفاوت است.دلیل این همه خود گردانی هم یک مسایلی است .ببینید به خصوص در امور کیفری یک طرف دعوی دولت است وبه وی در جرایم سیاسی نماینده دولت ادعانامه می دهد علیه یک متهم اگر وکیلش هم از ناحیه دولت باشد تقابلی بین این دو اراده به وجود نمی اید ویک دادرسی عادلانه نیز ممکن است به وجود بیاید .از جمله انها این است که یک وکیل دادگستری بر خلاف انچه به نظر می اید که باید تحت نظر باشد به نظر من چشم قوه قضاییه است برای نظارت به کار قضات .هیچ کس به اندازه وکیل نمی داند که قضات چه کاره اند واستدلالهایی که وکلا در ضمن دعاوی می کنند در واقع خودش هدایت کننده قاضی است .این را هم باید عرض بکنم که هر تحولی که در قوه قضاییه اتفاق بیفتد باید به دست وکلای دادگستری شروع شود .وقتی دعوایی مطابق قانون مطرح نشود وقتی ابتکاری در ان دیده نشود قضات از پیش خود نمی ایند تئوری وضع کنند ودعاوی جدید حکم بدهند .باید یکی از انها تقاضا بکند تا این کار تحقق پیدا بکند واین کار به دست وکیل دادگستری است اگر انها ازاد نباشند ومقید باشند این کار صورت نمی گیرد.در چند سال پیش در همین تهران خانم زنگنه که یکی از خوانندگان معروف ایران است وقتی پیکان درست کردند یکی هم ایشان خریده بود یا تقدیم کرده بودند نمی دانم ولی در تصادفی که رخ داد شیشه های پیکان مثل شیشه های در منزل ما بود شیشه ای نبود که اگر تصادف کند پودر شود به زمین بریزد.شیشه رفت توی چشم خانم وکورش کرد . در ان روز هیچ کس به فکر این نبود که مسئولیت ناشی از عیب تولید این پیکان در مقابل شخص صدمه دیده با کی است
در حالی که اگر دعوایی طرح می شد امکان داشت قضاتی نسبت به ان حکم بدهند.بنابراین من چشم امیدم به وکلاست ومخصوصا کار اموزان محترم که امروز ملحق می شوند به این گروه که باعث تحولی در نظام قضایی کشور بشوند. این مسائل دست به دست هم داده ودر مجموع قوه مقننه را قانع کرده است که یک موسسه ای به اسم کانون وکلا جدای از دولت تشکیل بشود واین خیلی هم سابقه دارد.مثلا بانک ملی موسسات اقتصادی شرکتهای دیگر اینها همه دارای اساسنامه ای مستقل هستند ونیروی مستقل هستند وخود گردان واین سوال پیش می اید که این برای کانون وکلا چرا زیبنده نیست وباید مورد تعرض قرار بگیرد وسخن ما اعتراض به قانون نیست.اجرای قانون است یعنی تصمیماتی که گرفته می شود ایین نامه هایی که وضع می شود اینها خلاف قانون است وباید رسیدگی شود وامیدوارم که این کار تحقق پیدا کند .اما یک سخنی هم با کار اموزان عزیز دارم وان اینست که شما به عنوان امین مردم امروز به کسوت جدید در امدید واین کسوت در واقع شبیه احرام است . وقتی این لباس را پوشیدید دیگر خودتان نیستید آزادیتان محدود می شود .از جهات گوناگون باید رفتارتان تغییر کند ومهمترین وظیفه ای که داریدنگهداری امانت است .امانتی که به دست شما سپرده شده واین امانت را باید به صاحبش برگردانید.در حقوق اروپا برای امین وقتی می خواهند وظیفه معین کنند می گویند امین باید مثل پدر خوب خانواده عمل بکند یعنی همانطور که مال خودش را اداره می کند کافیست تقصیر نکرده . ولی در فرهنگ ما وظیفه امین بالاتر از این است ما در اخلاقمان در مذهبمان در تعلیماتی که دیدیم اگر کسی مال خودش رااز دست بدهد مال امانت را نباید از دست بدهد .ان الله تامرکم ان توادوا الامانات الی اهلها واین وظیفه سنگینی است که امروز بر دوش شما خواهد امد من یادم امد یک دفعه دیگر هم این شعر را خواندم ولی تکرارش ضرر ندارد.ابوحنیفه نعمان بن ثابت که رییس مذهب حنفی است واز فقهای بزرگ اسلام است شعری دارد به این مضمون(احذر من الواوات الرابعه وهی من الحتوف واو الوکاله ولوصیه والوقوف )
می گوید از 4واو پرهیز کن که اینها کشنده است سوزاننده هستند اگر نگاه بکنید هر چها رتایش مر بوط به امانت است وکالت نمایندگی در زمان حیات است.و نمایندگی بعد از فوت ، ودیعه باز امانتداری است و بقیه ... البته این معنی اش این نیست که اینکار را نکنید ، معنی اش اهمیت دادن به این 4 واو است که به اندازه ای اهمیت دارد که باید با احتیاط در این راه گام برداشت و این احتیاط را شما باید داشته باشید وکالت غیر از آیین نامه هایش و غیر از قوانینش یک سری قواعد اخلاقی دارد . این قواعد اخلاقی اهمیتش کمتر از آیین نامه ها نیست .من در یادداشتی که تهیه کرده بودم اینها را در رابطه با موکل ، در رابطه با دادرسی در رابطه با اجتماع تعیین کرده بودم که الان زیاد دردسرتون نمی دهم در رابطه با موکل به نظر من یک وکیل خوب وقتی کسی بهش مراجعه می کند ابتدا یک شبیه بازجویی شبیه محاکمه ، شیبه صحبت کردن هرچه بخواهید اسمش را بگذارید باید با موکلش داشته باشد. ببینید واقعاً از حق می خواهد دفاع کند یا از یک ادعای واهی و در صورتی که آن را حق یافت دنبالش برود .یعنی وقتی پا در رکاب می کند برای دنبال کردن آن دعوا احساس می کند که به ندای وجدانش دارد پاسخ می دهد نه به حمایت از منافع موکل.درست است که منافع موکل حفاظتش برعهده وکیل است ولی بالاتر از آن ندای وجدان وکیل است و تقاضای من اینست که در این کار دقت بفرمایید که وجدانتان را فدای آن مصلحت دیگر نکنید چون در این کار 2 مصلحت است که گاهی با هم در تعارض است مصلحتی که مربوط به منافع موکل است و مصلحتی که مربوط به ندای وجدان شماست و مصلحت دوم مربوط به مراتب قویتر از اول است.
نکته دیگر که در رابطه با موکل می خواستم برایتان توضیح بدهم اینست که درست است که دستمزد وکیل حقش است و می تواند مطالبه کند ولی در اخلاق عمومی ما ، وکلای خوب هیچوقت اقامه دعوی نمی کنند برای حق الوکاله . به ........ واگذار می کنند . توصیه من اینست پول که از موکل می گیرید کاری باشد که مورد رضایت آن باشد سوء استفاده از اضطرار موکل یک خطاست. یک تقصیر است . یک گناه است و من شما را برحذر می دارم از اینکه از این اضطرار سوء استفاده کنید. در رابطه با دعوی است که من دیدم گاهی ، ببخشید که الان تذکر می دهم . در رابطه با دعوی مطالعه کنید مثل کسی که شطرنج باز است چنین حرکت ، را در ذهن می آورد و برای هر کدام راه حلی می اندیشد شما هم همین کار را بکنید . طرح دعاوی واهی و سرپایی بسیار زشت است . من بعضی از وکلا را دیدم که دادخواست را در راهرو همین طور که راه می روند می نویسند می گویند تا خودش با قانون تطبیق می کند. این کار درستی نیست شما باید هادی قاضی باشید. شما بیش از قضات وقت دارید برای مطالعه و بیشتر امکان دارید که با اشخاص صلاحیتداری تماس بگیرید و راهنمایی بخواهید این درست نیست که تطبیق دعوی را با قانون بر عهده قاضی بگذارید . قاضی هزاران کار مختلف گردنش را گرفته است و واقعاً فرصت سرخاراندن ندارد تا شما دعوی درستی مطرح نکنید او نمی تواند قضاوت درستی بکند.
در رابطه با قاضی توصیه من این است که با ادب و احترام رفتار کنید.منصب قضاوت یک منصب شریفی است آن میز اهمیت دارد صرفنظر از آنکه چه کسی پشتش نشسته باشد.اما از تملق و چاپلوسی و تعارفات و هدایا و از اینگونه مسائل بپرهیزید.نه شان وکیل دادگستری است نه شان کارمندان دادگستری نه شان خدای ناکرده قضات.
خودتان را کوچک نکنید هیچ دلیلی ندارد قاضی را می بینید بهش تعظیم کنید.با دب رفتار کنید ولی تملق هم نگویید.اصلاً از تملق بوی ریا می آید بوی دروغ می آید.همیشه حرف راست شاید یک مقداری هم زننده باشد.این توصیه های من است برای عزیزان که امروز می خواهند کسوت وکالت را بپوشند و در واقع به این حریم در آیند.امیدوارم که سرباز خوبی برای عدالت باشید.








 

 

 

 

 

 

مدت اعتبار حكم طلاق شش ماه از تاريخ ابلاغ راي فرجامي يا انقضاي فرجام خواهي تعيين شد

درصورت رضايت زن به طلاق قبل از دريافت حقوقش، پس از ثبت طلاق مي‌تواند نسبت به استيفاي آن اقدام كند

ارجاع كليه موارد درخواست طلاق به جز طلاق توافقي توسط دادگاه به داور در جهت ايجاد صلح و سازش

روند بررسي لايحه حمايت خانواده در مجلس از ابتدا تا ارجاع مواد بحث برانگيز آن به كميسيون تخصصي

ماده 22 لایحه حمایت خانواده جامع و مانع نیست

*کشمکش‌هاي سياسي را وارد اين لايحه نکنيم

/مواجهه قانون با سلاح سرد؛اما و اگرها/

تسري ماده واحده قانون مقررات استخدامي دادستاني كل، دادسراها، دادگاههاي انقلاب اسلامي،سازمان زندانها و سازمان قضائي نيروهاي مسلح به كاركناني كه به هر علت از تاريخ 11/2/1370(زمان تصويب قانون) از سازمان محل خدمت منفك شده‌اند

بدعت187به دليل كمبود وكيل نبود

آزمون تصدي امر قضا 9 مهر برگزار مي‌شود


  رأي وحدت رويه شماره 715 هيأت عمومي ديوان عالي كشور درخصوص اينكه آراء دادگاههاي عمومي جزائي و انقلاب در مواردي كه مجازات قانوني جرم اعدام باشد قابل تجديدنظر در ديوان عالي كشور است

  رأي وحدت رويه شماره 713 مورخ 15/10/1388 هيأت عمومي ديوان عالي كشور درخصوص مجازات مقرر در ماده 45 قانون توزيع عادلانه آب مصوب 16/12/1361

  رأي وحدت رويه شماره 710 هيأت عمومي ديوان عالي كشور درخصوص مرجع حل اختلاف بين بازپرس و دادستان

  رأي وحدت رويه شماره 709 هيأت عمومي ديوان عالي كشور درخصوص صلاحيت دادگاه كيفري استان

  راي وحدت رويه شماره ۷۰۸ هيات عمومي ديوان عالي كشور دائر به اينكه تقسيط مهريه مسقط حق حبس زوجه نيست


 کارگاه آموزشی تحت عنوان مدیریت رفتار فردی برگزار می شود

 اعلام اسامی کارآموزان واجد شرایط اختبار دی ماه 88

 زمان برگزاری اختبار کتبی سال 88

 سئولات اختبار دی ماه 87

 واجدین شرایط اختبار دی ماه 88

 
 
 

 

کلیه مطالب متعلق به کانون وکلای دادگستری گلستان میباشد

گروه برنامه نویسی و طراحی شرکت فرزانگان گلستان